سالمندی زنان کارآفرین؛ وقتی تجربه جای ابهت مدیریتی را میگیرد
نگاهی به هویت حرفهای، سنگرایی، سلامت روان و ضرورت حفظ سرمایه انسانی زنان پیشکسوت در ایران و جهان
نویسنده: سیده زهره اصغری
سالمندی برای زنان کارآفرین فقط صعود سن و تغییر شرایط جسمی نیست؛ میتواند مرحلهای باشد که در آن هویت حرفهای، نقش اجتماعی و حتی تعریف فرد از خودش دستخوش تغییر شود. زنی که چند دهه در جایگاه مدیر، کارآفرین، تصمیمگیر و صاحب کسبوکار فعالیت کرده، ممکن است با بیشتر شدن سن دیگر نتواند با همان سرعت و شدت گذشته کار کند؛ اما این تغییر به معنای اتمام توانمندی، تجربه و اثرگذاری او نیست.
در چنین شرایطی، پرسش مهم این است که جامعه چگونه میتواند به جای کنار گذاشتن زنان پیشکسوت، از تجربه و سرمایه انسانی آنان در مرحله تازه زندگی استفاده کند؟
سالمندی؛ مسئلهای که دیگر به آینده موکول نمیشود
جمعیت جهان با سرعت در حال سالمند شدن است. مطابق دادههای سازمان جهانی بهداشت، در سال ۲۰۲۳ حدود ۱.۱ میلیارد نفر از جمعیت جهان ۶۰ ساله یا بیشتر بودهاند و این رقم تا سال ۲۰۵۰ تقریباً دو برابر شده و به ۲.۱ میلیارد نفر خواهد رسید. در ادامه تا سال ۲۰۳۰، حدود یک نفر از هر شش نفر در جهان ۶۰ ساله یا بیشتر خواهد بود.
بیش از ۸۰ درصد سالمندان جهان در سال ۲۰۵۰ در کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط زندگی خواهند کرد؛ بنابراین سالمندی فقط یک مبحث پزشکی یا رفاهی نیست و پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی آن نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
ایران نیز با روند پرشتاب سالمندی جمعیت مواجه است. طبق دادهها صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در ایران، انتظار میرود تا سال ۲۰۵۰ حدود ۲۷.۹ درصد جمعیت کشور بالای ۶۰ سال باشند و زنان حدود ۵۲ درصد جمعیت سالمند را تشکیل دهند.
این ارقام مشخص میکند که مسئله زنان سالمند، مسئلهای مربوط به آینده دور نیست؛ بلکه بخشی از مسئله در روز جاری جامعه ایران است.
سالمندی زنان کارآفرین؛ تغییر نقش، نه خاتمه اثرگذاری
همه افراد سالمند تجربه یکسانی ندارند. سالمندی فردی که تمام عمر خانهدار بوده، با سالمندی فردی که سالها کارمند، مدیر یا کارآفرین بوده، از نظر اجتماعی و روانشناختی میتواند متفاوت باشد.
برای زنان کارآفرین، هویت حرفهای معمولاً بخش مهمی از هویت اجتماعی آنان را تشکیل میدهد. مدیر بودن، تصمیمگیری، ایجاد اشتغال، مدیریت بحران، ساختن کسبوکار و ایفای نقش اجتماعی، طی سالها به بخشی از تعریف فرد از خودش تبدیل میشود.
با بیشتر شدن سن، ممکن است برخی از این نقشها تغییر کنند. فرزندان مستقل میشوند، کسبوکار به نسل بعد منتقل میشود، بازنشستگی اتفاق میافتد یا محدودیتهای جسمی اجازه ادامه فعالیت با همان شدت گذشته را نمیدهد.
در این نقطه، مسئله اصلی لزوماً نزول توان فکری نیست؛ بلکه بازتعریف هویت حرفهای است.
یک زن ممکن است دیگر مدیر اجرایی روزانه یک مجموعه نباشد، اما همچنان بتواند مشاور، مربی، سرمایهگذار، نویسنده، سخنران یا راهنمای نسل جوان باشد.
افت توان اجرایی با نزول ارزش انسانی متفاوت است
یکی از خطاهای رایج در مواجهه با سالمندی، یکی دانستن افت توان جسمی با افت توانمندی و ارزش فرد است.
ممکن است فردی در ۷۰ سالگی نتواند مانند ۴۰ سالگی روزانه هشت یا ۱۰ ساعت کار کند، سفرهای متعدد داشته باشد یا فشار کاری سنگین را تحمل کند. این مبحث بخشی طبیعی از فرایند سالمندی است.
اما تجربه، دانش، قضاوت و شناخت او از محیط کسبوکار میتواند همچنان ارزشمند باشد.
یک مدیر جوان ممکن است انرژی و سرعت بیشتری برای اجرای یک پروژه داشته باشد، اما یک مدیر باتجربه میتواند پیامدهای تصمیمی را ببیند که فرد جوان هنوز تجربه نکرده است.
در واقع، شاید در مرحله نوین زندگی، «انجام دادن» جای خود را به «هدایت کردن» و «انتقال تجربه» بدهد.
ابهت مدیریتی چگونه تغییر میکند؟
یکی از تجربههای کمتر دیدهشده زنان پیشکسوت، احساس از دست رفتن جایگاه و ابهت حرفهای است.
زنی که سالها دیگران برای تصمیمگیری به او مراجعه کردهاند، ممکن است با ورود نسل تازه مدیران و تغییر شرایط سازمانی احساس کند دیگر مانند گذشته در مرکز توجه نیست.
اما شاید مسئله از بین رفتن ابهت نباشد؛ بلکه تغییر شکل آن باشد.
در سالهای جوانی، اقتدار ممکن است بیشتر از انرژی، جسارت و سرعت تصمیمگیری ناشی شود. در سالهای بالاتر، این اقتدار میتواند در قالب تجربه، آرامش، قضاوت، شناخت انسانها و توان انتقال دانش خود را نشان دهد.
این تغییر، اگر درست مدیریت شود، میتواند به جای احساس کنار گذاشته شدن، به مرحلهای تازه از رهبری تبدیل شود.
سنگرایی؛ مانعی که گاهی دیده نمیشود
یکی از مفاهیم مهم در این زمینه، «سنگرایی» یا Ageism است. سازمان جهانی بهداشت سنگرایی را مجموعهای از کلیشهها، پیشداوریها و رفتارهای تبعیضآمیز بر پایه سن تعریف میکند و میگوید این پدیده در سراسر جهان گسترده است؛ بهگونهای که یک نفر از هر دو نفر نگرشهای سنگرایانه نسبت به افراد سالمند دارد.
سنگرایی همیشه به شکل آشکار بروز نمیکند.
گاهی در جملاتی مانند «این کار دیگر برای شما سخت است»، «بگذارید جوانها تصمیم بگیرند» یا «این فناوریها برای نسل شما نیست» دیده میشود.
ممکن است چنین جملاتی با نیت حمایت بیان شوند، اما تکرار آنها میتواند این پیام را منتقل کند که نقش فرد به پایان کار رسیده است.
برای زنان کارآفرینی که دهها سال برای ساختن جایگاه حرفهای خود تلاش کردهاند، چنین نگرشی میتواند بهویژه آسیبزا باشد.
سلامت روان؛ بخش فراموششده سالمندی
سالمندی فقط مسئله فشار خون، دیابت، استخوان و بیماریهای جسمی نیست. سلامت روان نیز باید بخش مهمی از سیاستها و برنامههای سالمندی باشد.
سازمان جهانی بهداشت، تنهایی و انزوای اجتماعی را از عوامل خطر مهم برای مشکلات سلامت روان در سالهای پایان کاری زندگی میداند. بر پایه گزارشها این سازمان، حدود ۱۵ درصد افراد ۷۰ ساله و بالاتر با یک اختلال روانی زندگی میکنند و حدود یک نفر از هر شش سالمند نیز تجربه سوءرفتار دارد.
برای زنان کارآفرین، افت ارتباطات حرفهای میتواند این مسئله را تشدید کند. همکاران بازنشسته میشوند، جلسات افت مییابد، کسبوکار تغییر میکند و فرزندان نیز زندگی مستقل خود را دنبال میکنند.
بنابراین حفظ شبکه اجتماعی و حرفهای در دوران سالمندی، بخشی از سلامت روان و کیفیت زندگی است.
تجربه سالمندان میتواند بخشی از اقتصاد باشد
سالمندی الزاماً به معنای خروج دقیق از فعالیت اقتصادی نیست.
گزارش OECD درباره کارآفرینی سالمندان بیانگر است که افراد بالای ۵۰ سال همچنان در فعالیتهای خوداشتغالی حضور دارند و دولتها میتوانند با تقویت آموزش، شبکهسازی، مشاوره و برنامههای حمایتی، زمینه ادامه فعالیت آنان را فراهم کنند.
این گزارش علاوه بر این بیانگر است که در اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۲، مردان ۵۰ سال به بالا تقریباً دو برابر زنان این گروه سنی احتمال خوداشتغالی داشتهاند؛ مبحثی که ضرورت توجه بیشتر به کارآفرینی زنان سالمند را مشخص میکند.
از این منظر، بازنشستگی یک شغل نباید به معنای بازنشستگی تجربه باشد.
یک زن ممکن است مدیریت اجرایی خود را کنار بگذارد، اما همچنان بتواند بهعنوان منتور، مشاور، مدرس یا عضو هیئتمدیره به فعالیت خود ادامه دهد.
ایران و ضرورت حفظ سرمایه انسانی زنان پیشکسوت
با توجه به روند سالمندی جمعیت ایران، تجربه زنان پیشکسوت میتواند به یکی از سرمایههای مهم کشور تبدیل شود.
بخشی از زنان سالمند آینده، مدیران، کارآفرینان، پزشکان، معلمان، صنعتگران، فعالان اجتماعی و صاحبان کسبوکار در زمان حاضر خواهند بود.
اگر این افراد صرفاً به دلیل صعود سن از فضای اجتماعی و حرفهای کنار گذاشته شوند، جامعه فقط یک نیروی کاری را از دست نمیدهد؛ بلکه بخشی از دانش، تجربه و حافظه مدیریتی خود را نیز از دست خواهد داد.
از همین رو، سیاست سالمندی باید از نگاه صرفاً حمایتی فاصله بگیرد و مشارکت اجتماعی و حرفهای سالمندان توانمند را نیز در نظر بگیرد.
فناوری و هوش مصنوعی؛ فرصتی برای مرحله بهروز زندگی حرفهای
فناوری میتواند بخشی از محدودیتهای جسمی دوران سالمندی را کم شدن دهد.
مشاوره آنلاین، آموزش مجازی، تولید محتوا، نوشتن، جلسات آنلاین و استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی میتواند به زنان سالمند فرصت دهد بدون نیاز به حضور فیزیکی گسترده، بخشی از تجربه خود را در اختیار دیگران قرار دهند.
البته استفاده از فناوری زمانی موفق خواهد بود که آموزش دیجیتال برای سالمندان متناسب با نیاز، تجربه و سرعت یادگیری آنان طراحی شود.
هدف نباید این باشد که سالمندان را مجبور کنیم مانند نسل جوان از فناوری استفاده کنند؛ هدف باید این باشد که فناوری را به ابزاری برای رشد استقلال و مشارکت آنان تبدیل کنیم.
خانواده؛ از مراقبت به احترام
خانواده نیز در این میان نقش مهمی دارد.
گاهی حمایت بیش از اندازه میتواند به محدود شدن استقلال سالمند منجر شود. میان «مراقبت» و «محروم کردن از حق انتخاب» تفاوت وجود دارد.
زنان سالمند باید همچنان در تصمیمهای خانوادگی شنیده شوند، از تجربهشان استفاده شود و تا جایی که توانایی دارند، قابلیت انتخاب و تصمیمگیری برایشان حفظ شود.
یک زن سالمند نباید فقط با بیماریها، محدودیتهای جسمی یا سن خود تعریف شود.
رسانهها چه نقشی دارند؟
رسانهها نیز در شکل دادن به تصویر جامعه از سالمندی نقش دارند.
تصویر سالمند نباید فقط به فردی ناتوان و نیازمند مراقبت محدود شود. در مقابل، نباید تنها نمونههای استثنایی سالمندان بسیار فعال را نمایش داد.
تصویر واقعیتر این است که سالمندی میتواند همزمان با کم شدن برخی تواناییهای جسمی، همراه با حفظ شخصیت، تجربه، حق انتخاب و توان اثرگذاری باشد.
رسانهها میتوانند با روایت زندگی زنان کارآفرین پیشکسوت، تجربههای آنان را ثبت کنند؛ نه فقط زمانی که جایزهای دریافت کردهاند یا به موفقیتی نوین رسیدهاند، بلکه درباره مسیر حرفهای، شکستها، بحرانها و تجربههایی که در طول سالها کسب کردهاند.
از «بازنشستگی» تا «مرحله دوم زندگی حرفهای»
شاید لازم باشد نگاه ما به بازنشستگی تغییر کند.
برای یک زن کارآفرین میتوان زندگی حرفهای را در سه مرحله دید:
مرحله نخست؛ ساختن: یادگیری، تلاش، ریسکپذیری و ایجاد کسبوکار.
مرحله دوم؛ توسعه: مدیریت، رشد، اشتغالزایی و اثرگذاری.
مرحله سوم؛ انتقال: مشاوره، آموزش، مربیگری، نوشتن و انتقال تجربه.
مرحله سوم الزاماً کماهمیتتر از دو مرحله قبلی نیست؛ چهبسا برای جامعه اهمیت بیشتری داشته باشد، زیرا در این مرحله تجربه چند دهه فعالیت میتواند در اختیار نسل بعد قرار گیرد.
پیشنهادهایی برای حفظ سرمایه تجربه زنان
برچسب:
نویسنده: طاها نیکفر